هک کردن مغز انسان: کاشت خاطرات در ذهن افراد – بخش اول

هک کردن انسان شاید به آن معنا که در فیلم های علمی تخیلی در حال حاضر امکان نباشد، اما با شناخت عملکردی مغز انسان، دستکاری و تغییر در خاطرات آن ممکن است!

مغز ما اطلاعات ارزشمند بسیاری را در خود ذخیره است که این امر خود یک دستاورد عالی محسوب می شود. اما ذهن ما در حفاظت و صیانت از خاطرات، به آن نحوی که همه ما انتظار داریم قدرتمند نیست و این امر از قدرت های مغز خارج می باشد. بله درست متوجه شدید، مغز ما می تواند در معرض دستکاری قرار گیرد و برای انجام این عمل، نیازی به روانشناس نیست. هر فردی با دانش صحیح می تواند خاطرات ما را به سود و نفع خود تغییر دهد و همچنین می تواند این کار را با هر فرد دیگری نیز انجام دهد. (لطفا سریع به فکر مخ زدن نباشید، اهداف بزرگتری نیز هست! نیست؟!)

اما چرا خاطرات ما آسیب پذیر هستند؟!
با اینکه مغز در یک محفظه ی اسکلتی قرار گرفته و محافظت می شود، اما باز هم می توان به آسانی خاطرات را دستکاری و تغییر داد. بر اساس گفته های متخصص اعصاب و روان دکتر Jon Lieff، خاطرات ما ثابت نیستند و با کوچکترین تلمیح و یا ضربه ای قابل تغییر و دگرگونی خواهند بود. زمانی که یک رویدادی اتفاق بیفتد و زمان بگذرد، این اتفاق و یا رویداد بخشی از خاطرات ما می شود. هر وقت که ما آن رویداد و جزییات آن همچون بو ها، صداها، جزییات و غیره را به یاد بیاوریم، در حقیقت ما در حال بیاد آوردن همان لحظه ی اصلی نیستیم. بلکه در حال به یادآوردن آن لحظاتی هستیم که از آخرین بار رخداد آن رویداد به یاد داریم، هستیم!
گیج کننده به نظر می رسد؟ ساده بگوییم، ما لحظات را بیاد نمی آوریم بلکه ما خاطرات خود از آن لحظه ای را بیاد می آوریم که یادمان می آید و وقتی که رویدادها تبدیل به خاطرات شوند، تغییر آن ها امری بسیار آسان می شود. دکتر لیف بیان می کند که: بعد از 24 ساعت از زمان وقوع رویداد، چگونگی فهم و فکر ما از آن روز، آن غروب و یا آن لحظه، چگونگی مشاهده و ادراک ما در هر زمان که این رویداد را به یاد می آوریم را تغییر می دهد.


عکس از نازنین طباطبایی

Daniela Schiller، پرفسور دانشگاه پزشکی Sinai و پرفسور پیشین در دانشگاه نیویورک، بیان کرده است که ذهن ما می تواند در مبحث خاطرات بسیار نادرست و اشتباه برانگیز باشد. شیلر تحقیقاتی را بر یادآوری خاطرات انجام داد و دریافت که هر زمان که ما خاطره ای را بیاد می آوریم، به روشی آن را تغییر می دهیم. او بیان می کند که مغز های ما همچون مقوای خیس می باشند و شبیه به دریچه های آهنی نمی باشند،  با هر یادآوری، جزییات کمتری به یاد می مانند و با گذشت زمان، ما حاطرات را به شکلی متفاوت در ذهن خود بازسازی می کنیم.

علاوه بر این، همانگونه که Jonah Lehrer (نویسنده) بیان کرد، ماهیت و طبیعت انسان به گونه ای می باشد که دوستدار خلق داستان می باشد و هر چه داستان هیجان انگیزتر باشد، رغبت ما برای به اشتراک گذاشتن این داستان نیز بیشتر خواهد بود. در نتیجه، وقتی که ما خاطرات خود را در باطن و یا برای دیگران بازگو می کنیم، هر واقعیتی که با سیر داستانی ما جور نباشد را نادیده می گیریم. اذهان ما، این اجازه را به ما می دهند که هر اطلاعاتی را که دوست نداریم را دور بیاندازیم و آن ها را با خیال جایگزین کنیم. اما چرا این امر اتفاق می افتد؟ به زبان ساده می خواهیم که خاطرات ما قابل قبول باشند و اگر خاطرات خود را تغییر ندهیم، داستان های ما بیهوده خواهند بود.

آیا القاء خاطرات نادرست عملی و کارآمد می باشد؟
تغییر دادن خاطرات خود امری آسان می باشد و ما به منظور وفق دادن خود با مخاطبان (و یا خودمان) خاطرات خود را دستکاری می کنیم و داستان را با حقایقی متفاوت بازگو می کنیم. اما چگونه این خاطرات و داستان های دستکاری شده بر ذهن افراد دیگر تاثیر می گذارد؟ با در نظر گرفتن مصاحبه ی مجله ی Psychology Today با دکتر الیزابت لافتس، روانشناس دانشگاه Irvine کالیفرنیا،  در می یا بیم که القاء خاطره یا داستان نادرست به ذهن افراد دیگر، بسته به نوع گفتن و شیوه ی نقل کردن آن داستان و یا خاطره می باشد. دکتر لافتس در زمینه روانشناسی جرایم فعال می باشد که تحقیقات بسیاری در زمینه کاشت خاطرات انجام داده است. در سالهای تحقیقات او، تمام تلاش خود را صرف فهم چگونگی تغییر خاطرات در ذهن دیگران کرده است.

طی یک آزمایش، لافتس اعتبار و قابل قبول بودن هک کردن مغز انسان را از طریق القا خاطرات غلط بر روی افراد مورد شرکت کننده در آزمایش را از طریق دستکاری در خاطرات کودکی ها آن ها انجام آزمایش کرد. زمانی که از شرکت کنندگان خواسته شد که حادثه را دقیق شرح دهند، آن ها جزییات را تا حد امکان شرح دادند که بعضی از این جزییات مبهم و بعضی هم دقیق بوند. اما زمانی که لافتس این افراد را مجبور کرد تا یک خاطره ای که اصلا رخ نداده است را به یاد بیاورند افراد داستان خود را تغییر دادند و بیان کردند که آن اتفاقی را که دکتر لاقتس گفته بود را دیده اند در حالیکه اصلا چنین اتفاقی برای آن ها هرگز رخ نداده است!

تمام تحقیقات و بررسی های دکتر لاقتس نشان می دهد که نه تنها ذهن ما مستعد و در معرض دستکاری قرار دارند، بلکه القاء داستان در ذهن افراد می تواند منجر به خلق داستان جدید و تغییر خاطرات از جانب آن ها می شود و آن چه را که واقعا رخ داده را می توان باطل و دستکاری کرد کنند.

در بخش دوم این مقاله در مورد نحوه پیاده سازی این کار خواهیم پرداخت.

       
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x